خرید بک لینک

اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «نگاهی به کتاب پيروزی فکر نوشته اورایزن اسوت ماردن» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

نگاهی به کتاب پيروزی فکر نوشته اورایزن اسوت ماردن

 

پيروزی فکر

نویسنده: اورایزن اسوت ماردن

 بالفکر تنجلی غياھب االمور به یاری فکر، تيرگی ھای کار روشن و آشکار می شود. "علی (ع)" بنای آینده را با مصالح فکری باید بسازیم. خودمان بی خبریم که سعادت یا تيره بختی را در زندگی مان با فکر خویش فراھم می کنيم. بنای کاینات بر روی این اصل گذاشته شده و نام آن را "تصادف" نھاده اند. در این صورت سرنوشت خود را انتخاب و آماده کن, عالقه توليد عالقه می کند و از کينه، کينه می زاید. "ویلکوکس" ١ :آنان که از روی فکر کار می کنند در توفانھای زندگی غرق نمی شوند. یک دقيقه فکر کنيد، آیا شما وارث متاعی که قيمت آن ھزاران بار گران تر از یک کشتی است یعنی وارث زندگی و فھم و ھوش خود نيستيد؟ این فھم و ھوش را در چه جھتی ھدایت می کنيد؟ آنرا به حال خود می گذارید؟ یا تسليم توفانھای خشم و ھوسش می سازید و اجازه می دھيد که درستی ھای مشکوک، کتابھای خطرناک و تفریحات و خوشی ھای مضر به صورت ناشایستی که مورد قبول فکرتان نيست وارد زندگی شما شود؟ ً فرمانده کشتی خودتان ھستيد و این قدرت را در خود می بينيد که کشتی وجودتان را به ساحل آرامش و صفا، آیا واقعا موفقيت و سعادت برسانيد؟ فکر در این دنيا سکان ھمه چيز است. این حقيقت مدتھای دراز آشکار نشده و از نظر دور مانده بود. وقتی ھم که مردم به قدرت فکر پی بردند و آنرا مورد احترام و ستایش قرار دادند تازه تصور کردند که نيروی الیتغير و ميعنی است که مخصوص مغزھای استثنایی و نادر است. کاری که باید انجام گيرد، مسائلی که باید حل شود و نتایجی که از آنھا به دست می آید با اینکه در مورد ھر کسی فرق می کند ولی اصول علمی آن با این فرقی ندارد و چيزھایی است که از ھر فردی برمی آید. قلمی که در دست مجسمه ساز ناتوانی است می تواند مجسمه زیبایی را خراب کند ھمان آلت در دست یک جانی می تواند آلت دزدی یا قتل شود. فکر نيز درست مثل آلتی است که می تواند ظاھرمان را زیباتر و یا زشت تر سازد و یا به کلی خراب کند. مجسمه ساز در حال کار چشم از مرمر خویش برنمی دارد. نتيجه ای را که باید به دست آورد پيشاپيش در مغز خود طرح می کند و با ھر ضربه بر قلم آھنين خویش می کوشد به نتيجه برسد و کار خود را بصورت مدلی که در مغز خود طرح کرده است در آورد. ھر فکری ضربه قلمی است که تکه ای از مرمر زندگی را می تراشد از این رو باید تصميم بگيریم که فکرمان را به منظورھای بھتری متوجه سازیم و در راه مقصودھای گرانبھایی صرف کنيم و برای اجرای این تصميم باید تمام اراده مان را بکار بندیم. ت.کارتر می گوید: "پدران و مادران و مربيان اگر بجای اینکه بچه ھا را وادار به اطاعت کنند کاری کنند که آنھا راه اراده خود را با فکر خودشان یاد بگيرند مسائل تربيتی به درجه قابل توجھی آسانتر می گردد و در روی زمين عده و اشخاص فھميده چندین برابر می شود." ٢ .فکر، فرمانروای وجود است. عقل در وجودمان قدرت حيرت آوری دارد پس چه بھتر که پيوسته فکر را حاکم وجود خود سازیم. "گوته" پيش از اینکه طرز تفکر خود را تحت فرمان اراده درآورید بھتر است اول به قدرت مادی و اھميت فکر پی ببرید. ھرگز راضی نشوید که کورکورانه از این نظر اطاعت کنيد. بلکه بھتر است بدانيد و قانع شوید که چگونه فکر خوب نتایج خوب دارد و فکر بد نتایج بد را نصيب شما می سازد. کسی که با آتش بازی می کند باید پيوسته بيدار و ھوشيار باشد. باید با تمام شعور خود قانع شوید که که فکر بطور مطلق بر مقدرات شما حاکم است و ھر فکری در آفریدن سرنوشت شما سھمی برای خود دارد. باید معتقد باشيد که اگر افکارتان را در جھت شایسته ای راھنمایی می کنيد، سرنوشت خوب بصورت بسيار طبيعی و آسانی بسوی شما خواھد آمد و برعکس اگر فکر و اندیشه ای را که خداوند به شما بخشيده است در راه بدی به کار اندازید پيوسته بدی و زشتی نصيب شما خواھد شد. خون و نيروی عصبی فقط با حرکتی که از مغز سرچشمه می گيرد به قسمتھای مختلف بدن متوجه می شود. از این روست که پروفسور آنورسن می گوید: "من بوسيله کاسه زانویم می توانم ثابت کنم که فکر بر تمام حرکات بدن حاکم است: ھمه می دانند که رقصی به نام "ژیک" با حرکات تاب دادن کاسه ھای زانو انجام می شود. وقتی که توی رختخواب در خيال خودم این رقص را انجام می دھم با اینکه پاھایم را به ھيچ وجه تکان نمی دھم و در عضالتم ھيچ گونه حرکتی دیده نمی شود، عضالت کاسه زانویم باال می آید در این حالت ثابت می شود که با نيروی خود (فکر) خون متوجه کاسه زانویم شده است. این تجربه ثابت می کند که در اثنای رقص واقعی نيز عضالتم نيروی خود را از مغز می گيرند. اشخاصی که کار فکری دارند چون راه رفتن عادیشان بطور الشعور انجام می گيرد و قادر نيست خونی را که در مغز جمع شده است بطرف پاھا بکشد لذا قدم زدنشان فایده بسيار کمی دارد و حال آنکه راه رفتن سریعی که به منظور معينی انجام گيرد خون را متوجه پاھا می سازد و عضالت را نيرو می بخشد. پروفسور گيتس می گوید: "در سال ١٨٧٩ تنفس بيماری را داخل یک لوله منجمد مورد معاینه قرار دادم با اینکه نفس متراکم در لوله را با "ریودورد- دورپسين" مخلوط کردم این ترکيب ھيچ گونه رسوبی که بتوان دید از خود باقی نگذاشت ولی پس از اینکه بيمار عصبانی شد در ته لوله رسوب تيره رنگی مالحظه شد." به این ترتيب ثابت کرد که خشم در بدن یک ماده شيميایی توليد کرده است این رسوب را برداشتند و به انسان و حيوانات تزریق کردند در آنھا نيز خشم و ھيجان به ظھور رسيد. تجربه نشان داده که رنج شدیدی مانند خبر مرگ فرزند رسوبی به رنگ خاکستری و ھيجان خفيف تری مانند پشيمانی رسوبی گلی رنگ توليد می کند. پروفسور جک لویب ثابت کرده است که فکر جریانی نظير جریان برق دارد و تحت تأثير این جریان ماده جانداری در اعضا بدن از مثبت به منفی و از منفی به مثبت منتقل می شود. روی ھمين اصل است که فکر را به تلگرافی که از روح می رسد تشبيه می کند. ٣ .فکر ھم مایه صحت و ھم باعث بيماری می شود. روح است که زنده می کند و اما از جسد فایده ای نيست. انجيل یوحنا،۶٣،۶ ھراراده واندیشه انسان زایيده مغز است از مغز به اعضاء بدن منتقل می شود و باالخره بصورت کار (فعل) ظاھر می گردد. ھر فکری که از مغز وارد اعضاء بدن ھماھنگ است. به این شکل انسان زندگی خود را در ميان وجود مادیش ترتيب می دھد یعنی خود او شرح حال خود را تھيه می کند. و باز به این صورت است که فرشتگان به ساختمان بدنی ھر انسانی نگاه می کنند و سرنوشت او را تعيين می نمایند. "سوئد نبوری" برای اثبات قدرت نفوذ فکر روی صحت و یا بيماری بدن ھيچگونه احتياجی به تجارب فنی نيست. حوادثی که ھمه روزه پيش چشمان ما جریان می یابد این مسئله را ثابت می کند. به تأثيرات کشنده ی بعضی افکار چنان عادت کرده ایم که به ھيچ وجه نمی توانيم فکر کنيم که ممکن است آنھا مایه بيماری و مرگ شوند. می گویيم فالنی بر اثر سکته قلبی درگذشت. یعنی چه؟ ... بطور ساده می توان گفت که ھيجان یعنی یک فکر آنی و ناگھانی، مکانيسم زندگانی او را متزلزل ساخته و زندگی او را متوقف کرده است. ترس- یعنی فکر ترسيدن- ضربان قلب او را دچار فلج ساخته است یعنی این فکر قلب را با چنان شدتی به طپش انداخته که یکی از رگھا پاره شده است. دیده شده است که شادی ناگھانی نيز به ھجوم خونی منجر می شود که ممکن است رگھای نازکتری را پاره کند. بارھا دیده شده است که ترس یا یا غم و رنجی در ظرف چندین ساعت و یا چند روز ھمه موھای سر یک نفر را سفيد کرده است. تاریخ مثالھای فراوانی برای این موضوع دارد: "لوئی دوم" پادشاه "باویر" "ماری آنتوانت" ملکه فرانسه، "شارل اول" پادشاه انگلستان و باالخره "دوک دوبرونشویک" و دیگران ھمه دچار این سرنوشت شدند. در عصر ما نيز ھر روز با چنين وقایعی می توان روبرو شد. ھيجان شدید در بدن توليد مواد شيميایی و به احتمال قوی توليد گوگرد می کند و رنگ عصاره مو را تغيير می ً به تدریج و ھمراه با زیاد شدن سن صورت می گيرد ولی یک ھيجان شدید ممکن است بطور آنی آن دھد. این ترکيب معموال را عملی سازد. راجرز می گوید: عوامل زیادی وجود دارد که به موھا لطمه می زند. در راس آنھا ھوس، غصه، اندیشه و فکر ثابت قرار دارد. اشخاص زیادی دیده شده اند که در عين سالم بودن و زخمی نشدن فقط به تصور آینه زخم مھلکی برداشته اند مرده اند از طرف دیگر دیده شده است که بر اثر افکار شدیدی از قبيل ترس و تالش و یا خوشحالی زیاد رنج و بيماری از بدن کسی زائل شده است. دکتر ویليام اوسلر چنين می نویسد: "متد روحی در ميان فنون تراوی مقام مھمی را اشغال کرده ولی به قدر کافی شناخته نشده است. نيروی ایمان که مایه اعتالی روح می شود و جریان خون را آزادتر می سازد و اعصاب را راحت می کند. نااميدی بھترین داروھا را بی اثر می گذارد و حال آنکه یک قاشق آب یا حبی که از خرده نان درست شده است اگر بنام داروی موثری داده شود در سایه ایمان و اعتقاد تأثير معجزه آسایی در بيمار می بخشد. اساس موفقيت در طب آن است: اعتقاد به نسخه ھا و داروھای پزشک!" دکتر جليف چنين می نویسد: "ھيچ شکی نيست که قدیمی ترین و در عين حال جدیدترین عامل تداوی "تلقين" است. تداوی با ایمان روشی نيست که فقط در اعضای یک مذھب یا کليسا بماند. ایمان و اعتقاد به ھر شکلی که باشد چه ایمان به خدا و مقدسات مذھبی و چه ایمان و اعتقاد به پزشک و یا به نفس خود پيوسته توأم با یک رشته تظاھرات مغزی است که در طرز کار اعضاء حياتی بدن موثر واقع می شود. گرچه نيروی ایمان نمی تواند کوھی را تکان دھد یا پای شکسته ای را بھبودی بخشد یا مرده ای را زنده کند یا مفلوجی را بطور ناگھانی شفا بخشد ولی اشکال مختلف تلقين از بھترین و پرارزش ترین کمکھای فن تراوی است. چشم بندھا، ساحران، ھيپنوتيزم کننده ھا، حقه بازھا و دیگران ھمين روش تلقين را در کارھای خود مورد استفاده قرار می دھند روح انسانی به "خوش باوری" متمایل است. به چيزی که آرزو می کند و در جستجویش است زود معتقد می شود. اصول تلقين در طب یکی از اصولی است که می تواند ھم به منظورھای نيک و ھم برای مقاصد بد مورد استفاده قرار گيرد." چرچيل می گوید: بگذار مردم ھر چه می خواھند بگویند ولی بھترین راه صحت این است که ھرگز خودمان را بيمار نشماریم اغلب بيماری ما مردمان بيچاره، از پزشکان و از مخيله خود ما نصيب مان می شود! ۴ .ترس بزرگترین دشمن ما تردیدھای ما خيانتکارند. ما را از امتحان فرصتھایی که بدست آورده ایم باز می دارند و از نعمتھایی که می توانيم استفاده کنيم محروم می سازند. کشنده ترین نيرویی که زندگی را از ميان می برد ترس است. ترس سجایای اخالقی را ضعيف می کند، پشتکار و حس پيشرفت را شکست می دھد، سبب بيماری می شود، سعادت را فلج می کند و مانع موفقيت در کارھا می گردد. ترس عيب جبران ناپذیری است یعنی عيب محض است. اکنون دانشمندان روانشناس به خوبی پی برده اند که ترس خون را ضایع می کند و ھضم غذا را مشکل می سازد. ترس از جنبش و فعاليت مغز و بدن می کاھد و تمام عناصر موفقيت را می کشد. دشمن خونی سعادت جوانی و رفيق وحشت آور ایام پيری است نشاط و خوشحالی از آن فرار می کند و شادی نمی تواند با او در یکجا زندگی کند. ترس از حادثه، ترس از بيماری و ترس از فقر، ترس از مرگ و ترس از فالکت و بدبختی ھای بزرگ ... این است باطن کسانی که به ظاھر قيافه ھای خوشحالی دارند، ميليونھا انسان زندگی خود را زیر فشار این ترسھا زھر آلود می سازند. انتظار دائم حوادث ناگوار سبب از بين رفتن نيرو و زندگی انسانھا می گردد اگر آن نيروی دماغی و جسمی که بر اثر ترس از فالکتھای تخيلی تلف می شوند، صرف کارھای مثبت می شد چه نتایجی که از آن بدست می آمد.اگر بتوانيد ترس از بدبختی ھای احتمالی را از مخيله خود بزدایيد زندگی شما مطبوع تر و زیباتر خواھد شد. ھر نوع ترس و تظاھرات مشئوم آن را از محيط زندگيتان بزدایيد. زیرا ھيچکس نمی تواند در ميان کابوس ترس زندگانی سعادت آميزی داشته باشد و ھيچکس تا ریشه این سرطان معنوی را از روح خود نکنده است نمی تواند اميد موفقيت در اقدامات خویش را داشته باشد. ھر کس وظيفه دارد این دشمن معنوی را از مخيله خود براند و با تمام نيروی خود بکوشد که دیگران بخصوص جوانان را از ً وضع دنيا تغيير خواھد کرد. چنگال بی رحم آن برھاند و اگر چنين شود مسلما ۵ .چگونه می توان ترس را شکست داد؟ ترس یا دشمن انسان این عصر را، گذشته از اینکه می توان از مخيله می توان بيرون کرد بکلی نيز می توان نابود ساخت. "ھوراس فلچر" برای غلبه بر ترس پيش از ھر چيزی باید تعيين کنيم که از چه می ترسيم؟ ترس ما از چيزی است که ھنوز ظھور نکرده است و وجود ندارد یعنی بدبختی محتملی است که پيش از وقوع آن، احتمالش مغزمان را اشغال کرده است. اما ترس و نگرانی شما را ضعيف می سازد. رنجتان را زیادتر می کند و خطر را بيشتر می سازد. باید گفت علت این که این بيماری اغلب منجر به مرگ می شود و زود به دیگران سرایت می کند این است که ھمه از آن می ترسند. یک فرد طبيعی با نشاط و نترس به این سادگی ھا دچار این بيماری نمی شود. برای غلبه بر ترسھا پيوسته در فکر خود اینطور قضاوت کنيد که این ترسھا بجز مخيله شما در جای دیگری وجود ندارد و بخوبی در مغز خود جای دھيد که این خطرات احتمالی چه تحقق پيدا کند و چه پيدا نکند ترس فعلی شما بجز اتالف وقت و کاھش نيروی معنوی و بدنی شما چيزی نصيبتان نخواھد کرد. بيرون راندن ترس از مغز و جانشين ساختن افکار خوش و اعتماد و اميد، در ھر روز و ھر ساعتی امکان دارد و باید اجرا شود. گرچه درآغاز کار تغيير جھت افکار تا اندازه ای دشوار جلوه می کند ولی برای کمک به شروع چنين کاری راھھای مختلف ً انسان کاری را که در دست دارد رھا کند و به کار دیگری بپردازد یا مشغله بزرگی برای خود ایجاد کند که وجود دارد. مثال توجه او را در یک نقطه متمرکز سازد یا حادثه خوشی از زمانھای گذشته را بخاطر آورد، بخواندن کتابی بسيار جالب یا تفریحی بپردازد، به یک گردش طوالنی دست زند با شخص خوش مشربی مالقات کند. ھمه ترسھای جزیی به یک ترس بزرگ منجر می شوند و آن ترس از مرگ است چون تا دنيا دنياست مرگ بعنوان رازی در روی زمين باقی خواھد ماند. و. بایک می گوید: "در پشت دیوارھای قبر ھر حادثه ای که اتفاق بيفتد برای ما اھميتی ندارد و خود قبر در نظر ما به منزله "ھيچ" است. فکر تنگی گور، سردی مراسم تشيع و منظره خوابيدن زیر خروارھا خاک برای زندگان، آری فقط برای زندگان رنج آور است." چيزی غير واقعی تر از قبر وجود ندارد. پس از اینکه روح از بدن جدا شد وضع جسم ما با وضع موھایی که سلمانی از سرمان می تراشد و به زمين می ریزد ھيچ فرقی ندارد. از این رو به ھيچ وجه نباید برای دلسوزی به آن مغزمان را فرسوده کنيم. به ھر وسيله و با استفاده از ھر چاره ای که باشد غلبه بر ترس از لحاظ تقویت سجایا و خصائص روح، پيروزی بزرگی محسوب می شود. تا این پيروزی به دست نياید روح بشر از رسيدن به مقام حقيقی خویش و کسب نيروی خدادادی و ترقی و تعالی محروم می ماند. ۶ .چگونه بر ھيجان ھا غلبه کنيم؟ خشم و اندوه نه تنھا انسان را کوچک و ضعيف می کند بلکه او را می کشد. "ھوراس فلچر" شدت زود گذر است. کينه، خشم و انتقام دوام ندارد. فعاليت جسورانه و ثابت قدمی بر ھمه اینھا غلبه می کند. نيرومند باشيد. "البرت ھوبارد" ھيجانھایی که تأثيرات کشنده ای در ما دارد فقط عبارت از خشم نيست. ھيجان حتی در مواردی که درجه کشنده ای شدید نباشد، تأثيرات بسيار مضر دارد. خشم، اشتھا را از ميان می برد، ھضم را مشکل می سازد، موازنه اعصاب را ساعتھا و حتی روزھای متمادی بھم می زند به تمام مکانيسم جسمانی و در نتيجه آن به معنویات و نيروی دماغی لطمه وارد می سازد. حسد یکی از بدترین دشمنان صحت و سعادت است مبتالیان آن اغلب کارھای نسنجيده ای می کنند و حتی به جنایت یا انتحار دست می زنند و متأسفانه پيوسته در جراید روزانه اخبار مربوط به فجایع و جنایات عشقی را می خوانيم که عامل آنھا چيزی جز حسد نيست. پروفسور گيتس می نویسد: "ھر کسی می تواند پی ببرد که در اثنای ھيجانھای شدید، تنفس انسان کندتر و یا تندتر می شود نظم جریان خون بھم می خورد ھضم غذا مشکلتر می شود گونه ھا افسرده می گردد و چشمھا گود می رود." انسان وقتی تحت تأثير افکار شيرین و خوشی است چه با عضالت و چه با فکر و مغز خویش خيلی بيشتر و بھتر از زمانی که دچار خشم و ھيجان است می تواند فعاليت کند. ھيجانات اندوھبار و رنج آور، گذشته از اینکه فعاليت باال را به تأخير می اندازد و مقدار زھر را ھم در بدن زیادتر می کند. برعکس در موقعی که افکار خوش و شيرین در مغز انسان وجود دارد سلولھا در انساج بدن مواد مفيد رشد دھنده می سازند و نيروی زندگی را زیادتر می کنند. عرق کردن بر فعاليت کليه می افزاید. بکوشيد که به این وسيله ھر چه زودتر سموم را از بدن خارج سازید. به ھوای آزاد بروید و بقدری تالش و حرکت کنيد که بدنتان عرق کند. خشم اشکال متعددی دارد. ریشه آن ھمان ترس است. کسی که دچار خشم می گردد بعلت ترسی که از عارضه جسمانی، ضرر مادی، لطمه به مقام و حيثيت خویش یا از محروميت دارد. شخص متين و محکمی که اعتماد به نفس و سجایای اخالقی دارد ھرگز خشمگين نمی شود و با حوادثی که ممکن است شخص دیگری را از خود بيخود کند به راحتی و با کمال آرامش مقابله می کند. داروی جلوگيری از خشم "تسلط بر خویشتن" است. باید عادت کرد که حوادث را با مقياس منطق سنجيد و به طرز عاقالنه ای درباره آنھا قضاوت کرد. اگر حس خوش بينی را در نفس خود بيشتر کنيد و بکوشيد که ھمه مردم را دوست بدارید، خواھيد دید که روز به روز عادت می کنيد که نسبت به دیگران خشمگين نشوید و ھيچ کس را تحقير نکنيد. با پيشرفت این طرز تفکر در عين حال از حسد و کينه نيز نجات خواھيد یافت. اپيکتتوس چنين گفته است: ً عادت داشتم که روزانه یکبار خشمگين شوم بعدھا این عادتم را به "روزھایی که خشمگين نمی شوید بشمارید. من سابقا سه روز یکبار تقليل دادم. اکنون ھر چھار روز یکبار دچار خشم می شوم. ھر وقت موفق شدید که خشمگين شدن را به یکبار در ماه تقليل دھيد آن روز یک قربانی در راه خدا بدھيد." ٧ .برای اینکه طبع با نشاطی داشته باشيد شخص صاحب سجایا کسی است که می داند چه می خواھد. اسير احساسات نيست و روی اصول درستی رفتار می کند. "فروید" در لحظه ای که اطرافتان را بدبختی ھای مختلف فرا گرفته کارھایتان به مانع برخورده است و در افق اميدواری ھيچگونه نوری به چشمتان نمی خورد. رفتار شما نشان می دھد که استقامت تان در مقابل حوادث چقدر است. مشخصات اخالقی سالم و نيرومندی داشته باشيد. این توانایی تان در لحظات بد طالعی بھتر آشکار خواھد شد. ارزش انسان به کارھایی نيست که به سبب حوادث انجام می دھد، بلکه بسته به اقداماتی است که بر غم حوادث می کند. انسان طبعا . مایل است که از کارھای دشوار شانه خالی کند و یا در راھھای مشکل از نيمه راه برگردد و ً حيوان تنبلی است به جاده صاف و ھموار بيفتد و حال آنکه راه کشتن اژدھایی که شما را قدم به قدم تعقيب می کند و می خواھد سعادتتان را برباید این نيست. از زیر کار شانه خالی نکنيد بجای اینکه دور مانع طواف کنيد از روی آن بپرید. گلوی اژدھا را بگيرید و خفه اش کنيد. مستر ویگز می گوید: "رمز خوشحالی در این است که در لحظات اندوه بخندید و در حال سردرد، بيماری دیگران را به خاطر بياورید و در لحظاتی که ابر روی آسمان را گرفته است فکر کنيد که ھنوز آفتاب وجود دارد." روتو فورد می گوید: "چاره تنبلی تالش و کوشش است. عالج خود پرستی فداکاری است. چاره بی ایمانی اطاعت از اوامر خداوند است و باالخره چاره ترس روبرو شدن با چيز ترس آور و تماشای آن است." به این ترتيب عالج غم و اندوه نيز مشغول ساختن مغز به افکار نشاط آور است. برای این کار نيروی اراده بزرگی مورد احتياج است. یعنی شکست دادن یک خصلت بد. باید به فضيلتی که نقطه مقابل آن است فکر کرد و این فکر را به قدری ادامه داد که بصورت عادت درآید اگر در مخالفت با غم و اندوه اصرار داشته باشيد باالخره مشخص با نشاطی خواھيد شد. مخيله برای تغيير یک فکر یا یک احساس، قدرت فوق العاده دارد در لحظاتی که زیر پنجه غم و اندوه شدید دست و پا می زنيد با خود این طور بگویيد: "چيزھایی که مرا دچار اندوه می سازند در حقيقت وجود ندارند آنھا در وجود من چه تأثيری می توانند داشته باشند. زیرا خدایی که مرا آفریده است به ھيچ وجه مایل نيست که من در زیر بار غمھا خرد شوم." تا زمانی که بر خصائص اخالقی خویش مسلط نباشيم نمی توانيم در کارھای مان موفق شویم. کسی که بنده احساسات خویش باشد شخص آزادی نيست. شخص آزاد کسی است که بر غم دشمنان معنوی می تواند بر نفس خویش حاکم باشد. اصول تسلط بر نفس، عاليترین روش زندگی است. اگر ھم در آغاز مایل به انجام وظيفه نباشيد. خودتان را به آن مجبور کنيد و این کار را ھر قدر که مشکل باشد با قدرت در انجام آن بکوشيد و این روش را روز به روز و ھفته به ھفته تعقيب کنيد. به این ترتيب در ظرف مدت کمی عالی ترین ھنرھا را یاد خواھيد گرفت: یعنی خودتان فرمانروای خود خواھيد بود. ٨ .مضرات بدبينی دنيا با انسان معامه متقابله می کند. اگر بخندید به روی شما می خندد و اگر چين بر ابرو اندازید او ھم مقابل شما ابرو درھم می کشد. اگر آواز بخوانيد به مجالس شادمانی دعوت می شوید و اگر متفکر باشيد در کنار دانشمندان جای می گيرید. باالخره اگر مھربان و صميمی باشيد در اطراف خود مردمی را می بينيد که ھمه شما را دوست می دارند و در گنجينه دلھا را به رویتان باز می کنند. "زیمرمان" عده کسانی که به دنبال غم می روند و از آن استقبال می کنند و بزرگش می کنند به درجه تعجب آوری زیاد است. اینان ً آنرا پيدا می کند و فقط کافی ً در کار خویش موفق می شوند زیرا کسی که در جستجوی غم و اندوه باشد حتما مسلما است که درھای مخيله خود را به روی غم و اندوه باز گذارد. اغلب اشخاص بدبخت کارشان یواش یواش به بدبختی کشيده است. اینان از این رو بدبخت شده اند که عادت داشتند پيش دیگران از وضع خود شکایت کنند و از بدی ھوا و غذاھا و غيره بنالند. عادت کرده اند که ھنگام بازگشت از یک گردش به بھانه خستگی و وقت مراجعت از یک مھمانی به بھانه ناخوشایند بودن حرفھایی که در آنجا شنيده اند غرغر کنند و به این ترتيب رفته رفته خود را به زندگانی ناخوشایندی محکوم ساخته اند. افکار غلط و اشتباه آميز بزرگترین دشمنان شما ھستند. اشخاص متعددی را می شناسم که روی تصورات غلط خيال می کنند که کسی دوستشان ندارد مردم آنھا را نمی پسندند به مصاحبت با آنان عالقه ای ندارند و پشت سرشان بد می گویند. و تحت تأثير چنين افکاری با اندوه دائمی دست به گریبانند. اغلب این افکار تخيالت بی اساسی بيش نيست. چنين طرز تفکری سعادت را از ميان می برد و مبتالیان به آن نه تنھا به خویشتن بلکه به اطرافيان خود نيز تلقين رنج و اضطراب می کنند. دکتر ساندرس نيز چنين می گوید: "در یک شخص اندوھگين ھر قدر ھم که علل غمھا و اندوه ھا با ھم متفاوت باشد، تأثير آنھا در بدن یکسان است. فعاليت ً اگر نقطه ضعيفی در اعضاء حياتی داخلی وجود داشته باشد بيماری معنوی به ھر یک از اعضاء بدن لطمه می بيند. مخصوصا آن نقطه ضعيف حمله می کند و مایه توليد بيماری جسمانی می گردد. بزرگترین مانع تداوی، سقوط معنوی است. گاھی ضعف معنوی بيشتر از علل مادی مانع بھبودی است زیرا نيرویی که برای اعاده صحت بيمار الزم است باقی نمی ماند. ایمان و اعتقاد کامل زایيده خوشبينی و نظم در زندگی است. بدبينی صحت را از ميان می برد و روحيه را ضعيف می سازد. روح متوازن ھرگز در انتظار بدی نيست، اميدوار است که پيوسته با نيکی روبرو شود زیرا می داند که که نيکی یک حقيقت ابدی است و بدی چيزی جز ضعف نيکی نيست ھمانطور که تاریکی در نفس خویش چيز مستقلی شمرده نمی شود بلکه عبارت از نبودن روشنایی است پيوسته در جستجوی روشنی باشيد زیرا روشنی تاریکی ھا را از قلب و روحتان می زداید. وقتی که روح می خواھد بدی ھای خود را بپوشاند بدبختی ھا و اشکاالت متعددی برای خود می آفریند. در ھر چيزی جنبه ھای خوب آن را ببين. در جستجوی کمال باش و بدی ھای زندگی را فراموش کن. ٩ .قدرت افکار نشاط آور خوش بينی شکل ظاھری ایمان است. تا ایمان و اميد وجود نداشته باشد ھيچ کاری نمی توان انجام داد. "ھلن کلر" آنان که با نشاط و اميد زندگی کرده اند، بزرگترین موفقيت ھا را در زندگی بدست آورده اند. آنان حوادث نيک و بد زندگی را مردانه استقبال کرده و تيره بختی را با متانت یکسانی پذیرفته اند و با لبان متبسم پيش رفته اند. "چارلز کينگزلی" در مردم با نشاط، نيروی آفریننده ای وجود دارد که در اشخاص بدبين نمی توان اثری از آن یافت ھيچ چيزی به اندازه خوش بينی نمی تواند زندگی را زیباتر سازد، از رنجھای آن بکاھد و راه موفقيت را ھموار سازد. سرجان لوبرک می گوید: "به عقيده من اگر استادمان بجای اینکه به ما بگویند انجام وظيفه سعادت بزرگی است. می گفتند: سعادتمند شدن وظيفه شماست وضع دنيا خيلی بھتر از این می شد. زیرا چون سعادت ھر کسی به سعادت دیگران کمک می کند ھمه مان وظيفه داریم تا حد امکان سعادتمند شویم. در صورتی که عادت کنيد ھميشه فقط به جنبه روشن ھر حادثه ای نگاه کنيد، به سادگی پی خواھيد برد که در روی زمين بدی ھای بسيار کمی ممکن است پيدا شود که ضرری به حال شما داشته باشد و تازه اغلب بدی ھا را می توان به نيکی مبدل ساخت. در حقيقت نقاب بد شکلی که روی طبيعت نيکوی شما را پوشانده است فرو خواھد افتاد و عادات بدی از قبيل تنقيد و شکایت فراموشتان خواھد شد و لذیذترین نعمت ھای روی زمين مال شما خواھد بود. در روی امواج تيره خورشيد را به چنگ بياورید! نناليد. زندگی دریای پر طوفانی است که در ھر جایی ممکن است با امواج آن روبرو شد. امواج را بشکافيد و عبور کنيد! بایستيد! جزر و مد را پشت سر بگذراید. در ساحل دیگر آفتاب زیبایی خواھيد دید. از سعادت ھا بحث کنيد! دنيا به قدری پر اندوه است که احتياجی به نگھداری غم خود ندارید. ھيچ راھی بکلی سخت و صعب العبور نيست. به جنبه ھای درست و روشن نگاه کنيد! روحتان بر اثر مداوم ناخشنودی و اندوه خسته است. برای استراحت از درستی ھا و روشنی ھا بحث کنيد! "االویلرویلکاکس" ١٠ .منفی بافی را نابود سازیم باید منفی بافی را بکلی از قاموس خودمان بيرون کنيم. زیرا کلمه منفی بافی تمام آن چيزھایی را به خاطرمان می آورد که باید از زندگی مان طرد کنيم. "آگسن پروگنی" آنان که روحيه منفی دارند ھرگز در چنين کاری موفق نمی شوند. در آنان نشاط وجود ندارد، فقط بيچارگی، ناتوانی و موذیگری دیده می شود. نيرو و توانایی کار در اشخاص که به خویشتن ایمان و اعتماد دارند رشد می کند به ھر کاری که اقدام کنی، فقط در سایه ایمان به موفقيت می توانی در آن موفق شوی، نقشه موفقيت را نخست باید در مغز خودت طرح کنی و به آن صورت حقيقت بدھی، خواستن توانستن است. اول باید بخواھی و بعد اجرا کنی. ھر چيزی را باید پيش از آنکه شکل مادی بدھی در مغز خویش طرح کنی. اگر بی ایمانی و تردید در فکرتان جایگزین شده است، یقين داشته باشيد از دنيایی که مخالف طرز تفکرتان است ھيچ استفاده ای نخواھيد برد. ھيچ کس نمی تواند از حدودی که برای خویشتن تعيين کرده است جلوتر رود. ھر کس که طالب بزرگی است نباید خود را کوچک بشمارد. باید ھمه افکار منفی را به دست باد بسپارد. نخستين قدم در راه رسيدن به موفقيت ایمان به موفقيت است. انسان باید در برابر نفس خویشتن با عزم و متانت تکرار کند که چه می خواھد بکند و تا چه اندازه قادر به انجام آن کار است. خداوند راضی نيست که زندگانی بشر با چنين افکار بيھوده ای ضایع شود. ميراث ھای اجدادی و شرایط ارثی ما ھر طور که باشد باید بدانيم که خداوند قدرت فرمانروایی بر ھمه آنھا را به ما بخشيده است و خودمان به سادگی می توانيم با اعتماد به نفس تمام آن شرایط را تغيير دھيم. ١١ .ایمان و اعتماد خواستن توانستن است. توانا کسی است که به توانایی خویشتن اعتماد دارد. راھھای موفقيت فقط جلوی پای صاحبان عزم و کسانی است که موانع را با لبخند استقبال می کنند و ھمانطور که امرسون می گوید: "مردی که با اراده برای رسيدن به یک ستاره اسب می تازد احتمال موفقيتش بيشتر از کسی است که برای رسيدن به منزل خویش با بيحالی در معبر تنگی می خزد." اعتماد مادر موفقيت است، مھارت را بيشتر می کند، نيرو را زیادتر می سازد، مغز را سالمتر می کند و بر قدرت عمل می افزاید. کاری که انجام می دھيد حاصل عقاید شما، عزم و اراده شما و اعتماد شماست. اگر اینھا ضعيف باشند، حاصل کارتان نيز ضعيف است. ً ترین مقامات می رسند. به باال اگر جوانان به نيروی ایمان واقف باشند و بدانند که نيروی فکری چه معجزاتی دارد، مسلما پيوسته از قدرت اراده بحث می کنيم: اراده یکی از اشکال ایمان است. اراده یعنی تصميم به انجام یک کار و نشانه ای از ایمان به توانایی خویش در انجام آن کار است. ھيچکس تا ایمان به توانایی خویش در انجام کاری که شروع کرده است نداشته باشد قادر به انجام آن نيست، کسی را که با ایمان محکمی به اقدام خود اعتماد دارد و معتقد است که قادر به انجام کار است نمی توان از راھی که می رود برگرداند. ایمان به پيروزی، خود نيل به پيروزی است. با اصرار دعا کنيد که خداوند ھيچکس را از منابع سعادت و موفقيت محروم نکرده است و عجز ما مخلوق فکر خود ماست. تصميم بگيرید که برابر حوادث خوش بين باشيد و از بدبينی گریزان باشيد. به پيروزی نھایی حق و حقيقت ایمان داشته باشيد و قبول کنيد که یکی از خوش شانس ترین افراد روی زمين ھستيد و از اینکه در بھترین موقعی در یکی از بھترین نقاط دنيا متولد شده اید به خودتان بگویيد و اعتقاد داشته باشيد که شغل شما را ھيچ کس حاضر نيست به خوبی انجام دھد. در ھر موقعی به استعداد، صحت و تربيت خودتان افتخار کنيد. ترس عبارت از حس انتظار خطر است. اگر ایمان پيدا کنيد که خداوند پيوسته سعادت ما را طالب است، پس از چه چيزی باید بترسيد؟ وقتی که سنگی به ھوا پرتاب می شود انسان اطمينان دارد که نيروی جاذبه زمين آن را به سوی خودش می کشد. از این ً آن سنگ به زمين برمی گردد و ھمان اندازه که این موضوع حتمی است رسيدن به ھدف بوسيله یک مغز مثبت و رو حتما آفریننده نيز حتمی است. مغناطيسی که ھدف را جذب می کند مغز خود انسان است. ١٢ .نفوذ افکار در چشمان برادرت نگاه کن و ببين که نور نيکی از آنھا می درخشد یا آتش غضب بيرون می جھد و تأثيری را که این دو برق در روح تو دارد، احساس کن و از آنجا پی ببر که فضيلت نيز بطور معجزه آميزی از انسانی به انسان دیگر منتقل می شود. "کارالیل" تأثير افکار ما، گذشته از اینکه در زندگی خودمان بسيار زیاد است تنھا به زندگی خودمان اکتفا نمی کند و تأثير نيک یا بدی در دیگران می بخشد. امرسون می گوید: " ھر فکری که بوسيله انسانھایی باعقاید مختلف در دنيا منتشر شد تغييری در جھان ایجاد کرده است." ھر کسی حالتی مخصوص به خود دارد و این حالت زایيده مشخصات روحی و اخالقی و آمال و آرزوھای آن فرد است. منبعی که فرمان اجرا اعمال را به انسان می دھد در تعيين این حالت نيز موثر می شود. این حالت در اشخاصی که با انسان تماس می گيرند اثر می گذارد و این تأثير زایيده سخنانی نيست که بر زبان جاری می شود بلکه حاصل افکاری است که از مغز او می گذرد. اگر تصور می کنيد که خواھيد توانست فقط با گفته ھایتان خود را به جھانيان معرفی کنيد، خودتان را گول زده اید. دیگران درباره شما با مقياسی که خودتان در دست دارد قضاوت نمی کنند، بلکه از روی حالت و وضع درونی تان شما را می شناسند. کسانی که با شما طرف صحبت اند، اوصاف افکارتان یعنی ضعف یا قوت، پاکی یا ساختگی بودن آن را احساس می کنند. حتی در لحظاتی ھم که خاموش ھستيد بوسيله اشعه ای که به اطرافتان پخش می کنيد، آمال و مقاصدتان را کشف می کنند و عقيده شان درباره شما چنان قطعی می شود که ھر قدر اعتراض کنيد آن عقيده را تغيير نمی دھند. به طوری که امرسون می گوید: "انسان با فریاد زدن نمی تواند صدای خود را به گوش مردم برساند بلکه ما آنچه در اطرافمان پخش می کنيم ھمان حالت درونی ماست. آنچه را که در خودمان نيست نمی توانيم به دیگران منتقل سازیم. آشنایان ما خوب می دانند که ما چگونه کسی ھستيم. اگر بکوشيم که خود را نوع دیگری به مردم معرفی کنيم بيھوده است." برای پی بردن به اینکه دیگران درباره ما چگونه فکر می کنند، بھترین مقياس ما این است که ببينيم خود ما درباره آنان چطور فکر می کنيم. کسانی را که درباره ما افکار خوبی در دل دارند ما ھم دوست داریم و آنان را دوستتان حقيقی خود می شماریم، و دلھایمان بطور دایم با ھم مربوط است. کسانی ھستند که وجودشان در کنار ما باعث می شود آن عده از احساسات بد درونی ما که حتی خودمان ھم از وجودشان بی خبریم ظاھر می شود. چنين کسانی ما را بر غم خودمان کوچک می کنند. چنين حوادثی بيشتر در زندگی زناشویی دیده می شود، در اغلب موارد زن و شوھر عاداتی را که پيش از ازدواج در درونشان مخفی بوده و خودشان از وجود آنھا خبر نداشتند، پس از ازدواج ظاھر می سازند. طرز تفکر مسری است. به کسانی که با ما تماس بگيرند سرایت می کند. اگر در مخيله مان صلح و آرامش، متانت و جرأت فرمانروایی کند ھر جا که برویم جرأت و متانت و صلح و آرامش با خود ھمراه می بریم. اگر خود پسند باشيد امکان ندارد که این خودپسندی را از دیگران پنھان کنيد، ھر کسی به این عيبتان پی خواھد برد و با توجه به آن رفتارش را با شما تنظيم خواھد کرد. وقتی به راز واقعی سعادت پی خواھيد برد که بدانيد افکار محبت آميز قدرت شفا بخشی دارند و فکر زیبایی، درستی و توافق زندگی را عالی تر می سازد و به آن عظمت و اصالت می بخشد. ١٣ .افکاری که موفقيت می آفرینند آنکه جرأت رفتن به دنبال حق خویش دارد می تواند با اعتماد و مفتخر باشد طالع با گنجينه ھای خویش به استقبال او می آید "ھيلر وثمن" مغز نيروی عظيمی دارد. بزرگترین فاتحان چه در ميدان جنگ و چه در عالم کار و مبارزات معنوی پيروزی را بر اثر نيروی مغزی خویش بدست آورده اند. باید در مغز جوانان حک کنيم که نيروی فکری بزرگترین عامل موفقيت است. روزی که ھمه بتوانيم به این موضوع معتقد شویم، مرحله تازه تری در زندگی آغاز می شود و اغلب رنجھامان از ميان می رود. تصور اینکه باید در برابر حوادث تسليم شد ضعف بزرگی است و بزرگترین عامل بيچاره ماندن ما ھمين ضعف است. چنين تصوری چون خود تصوری غيرطبيعی است، طبعا . موفقيت حق مادرزادی ماست ولی ما ً نتایج غيرطبيعی نيز به بار می آورد به دنبال این حقمان نمی رویم. بجای اینکه ثروت، سعادت و آزادی را بخواھيم، فقر، بدبختی و اسارت می طلبيم. آنان که کارھای بزرگی انجام می دھند کسانی ھستند که به استعداد خود متکی ھستند. برای آنھا "فکر منفی" مفھومی ندارد. آنان مطمئند که ھر نقشه ای بکشند با موفقيت اجرا خواھند کرد، ایمانشان به قدری است که به اعتراضھا نيز گوش نمی دھند، در برابر تمسخر و استھزاء دشمنان شانه تکان می دھند حتی اگر مردم آنھا را دیوانه نيز بشمارند اھميتی نمی دھند. ایمان و اعتماد نيروی آفریننده و سازنده و مکمل، بی ایمانی نيروی منفی، سست کننده، مخرب و نابود سازنده ای است. حس اعتماد به نفس تردید و بی ثباتی را از ميان می برد و به انسان امکان می دھد که بی توقف و بدون صرف نيرویی اضافی با متانت رو به جلو برود. ھمه مخترعان، محققان، سياحان و کاشفان، جنگجویان و فاتحان به استعداد و توانایی خویش ایمان داشتند. در مقابل اگر شخصيت اشخاص ناتوان و شکست خورده را مورد بررسی قرار دھيم، پی می بریم که اغلب آنھا از اعتماد و ثبات بی بھره بوده اند. اعتماد به نفس خویش را ھرگز از دست ندھيد و به دیگران نيز مجال ندھيد که آن را متزلزل سازند زیرا اساس تمام موفقيت ھای بزرگ شماست. اگر این اساس لطمه ببيند بنا درھم می ریزد و اگر سالم بماند درھای اميد ھميشه باز است. اعتماد بی پایان و تزلزل ناپذیر حتی اگر به درجه تھور نيز برسد وسيله ضروری اقدامات بزرگ است. حس اعتماد به نفس اشخاص کوچک را در رسيدن به درجات بلند یاری می کند و به آنھا امکان انجام کارھایی را می دھد که از آنان انتظار نمی رود و شک و تردید را که یکی از دشمنان بزرگ بشریت است نابود می سازد. مخيله ای که اسير بی قراری است نمی تواند مرتب و ثابت کار کند و در افکار و اعمال انسان بی نظمی ھایی رخ می دھد. ١۴ .چگونه اعتماد دیگران را به خود جلب کنيم سرنوشت خود را با افکار تعيين کنيد. "کارالیل" برای کسب موفقيت، فقط اعتمادبه نفس کافی نيست. بلکه باید دیگران نيز به شما اعتماد داشته باشند و اعتماد دیگران به شما عکس العمل اعتمادبه نفس خودتان است. اعتماد شما ھر قدر قوی باشد اعتماد متقابل دیگران نسبت به شما به ھمان اندازه قوی تر است. لحن اعتمادآميز تأثير سحرآسایی در دیگران دارد وقتی که چنين لحنی داشته باشيد خواھيد دید که چگونه اعتمادبه نفس خودتان را به دیگران نيز سرایت داده اید و از اعتماد دیگران به شما و به استعداد شما تعجب خواھيد کرد. صاحبان اعتمادبه نفس دارای سجایای عالی و برجسته ای ھستند. کسی که بر نفس خویش مسلط باشد با سخنان خود به اطرافيانش اطمينان و اعتماد و اعتقاد الھام می کند و دیگران را از شک و تردید نجات می دھد زیرا ھر کس به نيروی معنوی او معتقد می شود. کسی که می داند چه می خواھد تردیدی ندارد و تصميم می گيرد و اجرا می کند ھمه او را دوست دارند و کارھای چنين شخصی نيز پيوسته روبراھست. کسانی که از کمک به اشخاص بی تصميم ابا دارند با کمال ميل به یاری مردان با ایمان می شتابند. عواملی که شخص مرددی را از راه باز می دارد به خودی خود برای شخص با اعتماد به صورت عوامل مشوقه درمی آید. ھر وظيفه و شغلی که داشته باشيم موفقيت ما بسته به این است که به استعداد و توانایی خودمان ایمان داشته باشيم و این ایمان و اعتماد را به اطرافيان نيز سرایت دھيم. به محض اینکه اعتمادبه نفس مان شکست یافت، اطرافيان مان احساس می کنند. توليد کوچکترین شک و تردیدی در مغز خودمان بالفاصله عقيده دیگران را نسبت به ما خراب می کند. از ميان رفتن جرأت تان به سرعت اطرافيان را نيز زایل می سازد و عده کسانی که به ھمين سبب با عدم موفقيت روبرو شده اند بی شمار است. ١۵ .بنای خصائص اخالقی این یک خطای عمومی است، ھر شخصی به محض اینکه فکر خوبی به مغزش راه می یابد خيال می کند که خود او نيز مانند فکر ھمان لحظه اش خوب است و حال آنکه افکار خوب با اینکه به خودی خود ارزش دارند با ترقی سجایای اخالقی صاحب فکر ھمراه نيستند و وضع آنھا درست به حبابھای کف صابون مانند است. "نورمدار" ھربرت اسپنسر می گوید: "کيميایی که بتواند از احساسات بد طال درست می کنند وجود ندارد اما تبدیل احساسات بد به خوب ممکن است... ھمانطور که با تزریق موادی به ریشه درخت می توان حالت تازه ای به درخت داد برای انسان نيز تأسيس سجایای اخالقی بھتری امکان دارد. جوانه ای را که تازه از خاک رسته است با کمال سادگی می توانيم به ھر سویی که مایل باشيم خم کنيم و کاری کنيم که به ھمان حالت رشد کند زیبایی درخت آینده بسته به توجھی است که در دوره جوانه بودن آن به خرج می دھيم. ھمانطور برای مادری ھم که می خواھد فرزندش طرز تفکر خوبی داشته باشد باید ھمان طرز تفکر را در دوره بچگی به او تلقين کرد که جھت تفکر او را تعيين کند و افکار بد را از او دور سازد. در زمانھای گذشته اصول تربيت عبارت از این بود که گناھھای او را کشف می کردند و به رخش می کشيدند، پدر و مادر روزی صد بار معایب بچه ھایشان را تذکر می دادند و چون این تذکر بارھا تکرار می شد کودک بيچاره تصور می کرد که این عيب در روح او ریشه دوانده است و دیگر کوشش برای پيشرفت تحصيالت فایده ندارد. این طرز اصالح روحيه مانند این است که انسان با مشغول ساختن فکر خود به عدم موفقيتھا در پی موفقيت باشد. پيوسته به فکر گناھھا و خطاھا بودن باعث می شود که آنھا بيشتر ریشه بدوانند و پيچيده تر شوند اگر برای نابود ساختن عادت و احساسات بد خویش کوشش مداومی به خرج دھيم رفته رفته و به تدریج می توانيم آنھا را به عادات خوب مبدل سازیم. بعضی از دانشجویان طب دیده شده است که بر اثر مطالعه زیاد درباره بعضی از امراض آن امراض را در تن خویشتن احساس می کنند. دکتر شوفيلد برای بخشيدن سجایای اخالقی به بچه ھا نصایحی به پدران و مادران داده است که آنھا را می توان به این ترتيب خالصه کرد: بچه ھا را باید به سادگی و عادات نيک آشنا ساخت، افکار مربوط به بدیھای مادی و معنوی نباید به مغز آنان راه یابد و برعکس برای اینکه فکر نيکی در قلبشان ریشه بدواند باید به اشخاصی که به آنھا تماس دارند توجه زیادی داشت و آنھا را با دقت انتخاب کرد. باید کوشيد که از چيزھای خوب تقليد کنند. باید حماسه ھا و داستانھای قھرمانی را برایشان خواند و آنھا را تشویق کرد که نظير آن قھرمانان باشند. و باید آنان را با افکار مربوط به راستی و عدالت تربيت کرد. برای اینکه گرفتاریھای روزانه را به آرامش حل کنند و فيلسوفانه در برابر مشکالت سينه سپر کنند باید سرمشق ھای جرأت و متانت به آنان داد و در این راه از پند و اندرز آنان خودداری نکرد. این اصول نه فقط برای کودکان بلکه برای جوانان مفيد است ھر کسی باید این افکار را در نفس خویش پرورش دھد. در نتيجه رفتار از روی این اصول مخيله انسان روشن و پر حاصل می شود و از افکار مفيد ماالمال می گردد و این افکار بصورت عادی در عرصه کار و فعاليت به کمک او می شتابند. ١۶ .نقاط ضعفمان را از ميان ببریم چه می خواھی؟ ھمه چيز مال توست. راھھا در برابرت باز است. نور حقيقت برای تو می درخشد. پس نایست و نپرس به راحتی پيش برو و شخصيت خود را نشان بده. عده اشخاصی که دارای موازنه کامل باشند بسيار کم است. اغلب در عين حال که دارای استعداد درخشان تربيت خوب و تحصيل کافی می باشند، برای توانایی در کار "چيزھایی" کم دارند این کمبود ھا پيشرفت آنان را مشکل می سازد زندگانی شان را درھم می ریزد و به تمام کوشش ھایشان لطمه می زند. اغلب مردم چنين نقاط ضعفی دارند که آنان را از رسيدن به ھدفھایشان باز می دارند. اگر توجه نکنيم و بگذاریم که این نقاط ً لطمه سختی به زندگی خودمان زده ایم، آیا تأثر آور نيست ضعف رفته رفته بزرگتر شود و ما به فکر چاره آن نيفتيم، مسلما که مرد درشت ھيکلی بر اثر داشتن نقطه ضعفی، کوچک و بی اھميت جلوه کند؟ وقتی که ضعفی را در خود سراغ می گيرید اراده خویش را در جھت عکس آن متمرکز کنيد. اگر مغزتان مدت زیادی در این جھت عکس یعنی بر روی اوصافی که آرزوی داشتن آنھا را می کند تکيه کند باالخره به ھمين اوصاف نائل می شود. وجود طبيعی زایيده یک فکر طبيعی است. اما اگر نقاط ضعف را به حال خود بگذارید و با تمرین فکری در تقویت آنھا نکوشيد، چگونه انتظار دارید که ضعف را از ميان ببرید؟ ً اگر تصور می کنيد که در نظر دیگران مورد تمسخر قرار گرفته اید باید با خود بگویيد: "کسی نمی تواند مرا مسخره کند اصال چنين چيزی نيست. تخيالتم بی اساس است. خداوند بزرگ بشر را مضحک نيافریده است، این عيب ھایی که در فکر خودم آفریده ام وجود خارجی ندارد." و به این ترتيب کاری کنيد که تأثير آن تخيالت را از ميان ببرید در نتيجه می توانيد خود را قانع سازید که چندان فرقی با دیگران ندارید و نشاط و عشق به زندگی را باز می یابيد. ١٧ .زیبایی چگونه کسب می شود؟ ھر کار درست و ھر فکر شایسته به چھره انسان زیبایی می بخشد. "راسکين" راز زیبایی واقعی در داشتن قلب رئوف و ميل به شادی و محبت است. تمایل به نشاط و محبت در چھره زن منعکس می شود و به او زیبایی می بخشد. کوشش برای داشتن مشخصات اخالقی نيک ھمه زندگی را زیبا می سازد. چون صورت ظاھری انسان آینه صورت باطنی اوست چه صورت و چه حرکات انسان تحت تأثير افکاری قرار می گيرد که بر درون او حاکم است اگر احساسات مربوط به زیبایی، نيکی و محبت در قلب شما بر سایر احساسات برتری دارد ھر جا که قدم گذارید ً ناقص االعضاء بودن شما نمی آھنگ مالیمت و پاکی روح تلقين می کنيد، به طوری که ھيچکس متوجه زشتی و یا مثال شود. ١٨ .قدرت خيال خيال، پيشقدم و الھام بخش ھر کاری است. ھمه ما ترقيات دنيا و پيشرفتھای تمدن را مدیون الھه خياليم. اگر آنچه را با چشم می بينيم بعضی از انسانھا پيش از دیدن با چشم در خيالشان نمی دیدند اکنون مانند وحشيان در غارھا و یا زیر کلبه ھای نئی زندگی می گویم. مورس در خيال خود وسيله مخابره ای که کاملتر از پست باشد مجسم کرد در نتيجه تلگراف را به عالم بشریت تقدیم کرد. ميکل آنژ در مجسمه ای که موسی را نشان می داد نمونه ای از بشر کامل آینده به ما نشان داده است. و چه استفاده بزرگی که بشریت از نيروی خيال او کرده است. شاھکارھای روح پرور موسيقی زایيده خيال آھنگسازان بزرگ است. عالی ترین آثار ھنری زایيده خيال ھنرمندان است. آنان پيوسته چيزی عالی تر از موجود را در خيال خود پرورده و شاھکارھای شان را بوجود آورده اند. دیدن چيزھای موجود به ھمان وضعی که ھستند کار آسانی است و فقط کار چشم است. ولی دیدن آنھا به وضعی عالی تر از وضع موجود و دادن شکل حقيقت به آن خيال کار مخيله است. نيروی خيال فقط عبارت از یک تصور آشفته نيست بلکه الھام ایده آل است. افکار بزرگ و تصورات نيرومند نخست در مخيله بوجود می آیند و بعد باز زحمت و پشتکار ما بصورت حقيقت در می آیند. مخيله اغلب اشخاص اگر در جھت مفيد توجيه شود سعادت آینده را تأمين می کند. اما اگر به سوی بدی ھا متوجه گردد بدبختی و فالکت نصيب آنان می سازد و ھمه آمالشان را نابود می کند. ١٩ .با پيری مبارزه کنيد پيری فقط با کمک روح می تواند در چھره منعکس شود. خطوط چھره را روح رسم می کند. باید این قاعده را دانست و فراموش نکرد: "ھنر پير نشدن پرارزش تر از ھنر نيل به یک پيری خوب است" مردان و زنان به ھمان اندازه پير می شوند که خودشان قبول دارند. بی شک این بسته به نيروی اراده است زیرا دنيا بر محور نيروی اراده می گردد. جرج مردیت چنين گفت: "به ھيچ وجه پير شدن قلب و مغزم را احساس نمی کنم، ھنوز به زندگی مثل یک جوان نگاه می کنم. من از مدتھا پيش تصميم گرفته بودم که پير نشوم. پيران کسانی ھستند که فکرشان را متوجه گذشته می سازند و از تازگی می ترسند ولی من به جوانی و آینده پيوسته با اميد نگاه می کنم و تاکنون آرزویم جامه عمل پوشيده و پيری به من رو نياورده است." کسی که به جاودانی روح ایمان دارد و اعتقاد قلبی دارد به آینه ھرگز عارضه ای برای روح روی نمی دھد، ھر قدر که سنش زیادتر شود بدن و مغزش نيز از لطمه دیدن مصون می ماند. برای اینکه انسان جوان به نظر برسد و مغزش زنده بماند باید عادت شمردن سن را از سر بيرون کند. باید از تلقين پيری به مغز حذر کرد. اغلب ماھا از ھمان سنين جوانی عادت می کنيم که تخم پيری در روحمان بکاریم. پرنتيس مولفورد می گوید: "کسی که بطور مداوم از چيزی می ترسد آثار در چھره اش منعکس می شود. اگر انتظار دارید که ً پير خواھيد شد حتما ." ً پيری به سراغتان خواھد آمد و وجودتان شکسته خواھد شد شکی نيست که کامال انسان خود را در قلب خود ھر طور تصور می کند ھمانطور است. کسی که با وجود داشتن سن زیاد خود را جوان می پندارد واقعا . کسی که با زندگی ً جوان است و درباره شکسته شدن وجود نيز باید گفت که جلوگيری از آن بسته به اراده است مبارزه می کند طالع یارش است ولی آنکه خود را تسليم جریان کند غرق می شود. اليویه وندل گفته است: ھنوز روز است! نيروھایت را جمع کن. در راه حقيقت به نبرد تازه ای برخيز مگر پيری چيست؟ کمال جوانی است. صورت پر بھره تر و بھتری از جوانی است. مارگارت دالند می گوید: "یکی از بھترین مشخصات عصر ما این است که پيری بجز عصا و عينک، گرفتاری دیگری ندارد و روز به روز بيشتر پی می بریم که ناخشنودی، اندوه، خستگی و نوميدی الزمه پيری نيست و کسانی که پيری شان با این چيزھا ھمراه است اشخاص کم جرأت و خودپرستی ھستند." تورات نيز به بشر یاد می دھد که زندگی پاک، ساده و مفيد طوالنی تر می شود و در این باره چنين می گوید: "بدن کسانی که به سادگی زندگی کرده اند مانند بدن کودک تر و تازه می ماند." چه بدن و چه فکر تا مدتی که در حرکت و فعاليت است احتياج به استراحت دارد. زیرا در ضمن استراحت، نيروھای تازه ای ذخيره می کنند. انسان فقط با غذای مادی پرورش نمی یابد، بلکه غذای معنوی که نيروبخش جسم و روح انسان است، بيشتر در مواردی تأثير خود را می بخشد که بدن در حال استراحت است. از این رو در عين حال که فعاليت فکر و جسم ضروری و مفيد است، اختصاص دادن ساعتھایی نيز برای استراحت آنھا و کسب غذای معنوی الزم است. آنکه اميدھای بيشتری دارد عمرش طوالنی تر است. راز جوانی و نيرومند ماندن در این است که چيز تازه ای یاد بگيرید. مارگارت دالند می گوید: "خودپرستی، عدم فعاليت و عدم گذشت سه عارضه ی برجسته ی پيری است. ھر وقت که این عارضه را در خود حس کنيم باید بدانيم که پير شده ایم. اما خوشبختانه در برابر اینھا سه سالح دفاعی داریم که اگر با مھارت آنھا را بکار بریم ممکن است حتی تا صد سالگی نيز جوانی مان را حفظ کنيم. این سه سالح: عشق و محبت، گذشت و حرکت رو به جلو است." ٢٠ .راه تسلط بر فکر خط حرکت معينی برای خود رسم کن و آنگاه چه در مواقع تنھایی و چه در ميان جمعيت، پيوسته این راه را طی کن. "اپيکتتوس" با کنترل دائمی فکر می توان تمایالت روح را تغيير داد. معنی ندارد که بگذاریم روحمان به ھر طرفی متمایل شود و با موضوعات مختلف و متنوعی بطور سطحی مشغول شود. نيروی اراده می تواند فکر را تحت فرمان و تسلط خود بگيرد و برای اینکه بتوانيم روحمان را به راھی که می خواھيم متوجه سازیم فقط کمی تمرین الزم است. توجھی که توام با اراده و از روی عقل و منطق باشد می تواند روح و فکر را تحت "نظم معينی" به درجات عالی و به نقطه ایده آل برساند. آنگاه احساسات نامناسب و افکار ناشایست به بيرون از شعور رانده می شود و کمال ایده آل جای آنھا را می گيرد. این موفقيت نتيجه نظم و ترتيب است. راھی که باید در پيش گرفت این است: انسان آنچه را که می خواھد باید با حرارت و اشتياق بخواھد. آن را در خيال چنان که گویی بدست آورده باشد، آشکار و واضح مجسم کند: ھمه وجود خود را روی این خواھش خود متمرکز نماید. و در تماس با چيزھایی که ممکن است در این راه به او کمک کند و مورد استفاده اش قرار گيرد، با کوشش مداومی بسوی ھدف خویش نزدیک شود. اگر چنين کند خواھد دید که موانع یک یک از پيش پایش برداشته می شود و کارھایی که در لحظه اول فوق نيروی بشر جلوه می گردد ساده و آسان به نظر می رسد. رمز اصلی کار در این است که ھدف پيوسته جلو چشم مجسم باشد و فرصتی برای ضعف اراده داده نشود. کاملترین متدی که می توان به ھر کسی توصيه کرد این است که انسان در ميان سکوت فکر کند و تصميم بگيرد و بعد این تصميم را با تمام نيرویی که دارد اجرا کند. چنين فرض و خيال کنيد و به ھدفتان رسيده اید و آنچه را که می جستيد یافته اید. یک خيال پایدار برای تحقق بخشيدن به خواست ھا و امکان دادن به غير ممکن ھا کمک بزرگی است. ق.ب. ویلسون در کتاب خود تحت عنوان "بسوی قدرت" چنين می گوید: "فضایی که اطراف شما را فرا گرفته است محصول فکر است که ھر وقت بخواھد می تواند آنرا تغيير دھد." چارلز برودی پاترسن طرق کنترل فکر را از لحاظ منافع بدن انسان تشریح می کند و چنين می گوید: "مخيله مان را پاک و درخشان کنيم از افکار عالی انباشته سازیم، خوبی و خوشی ھر کسی را بخواھيم. از ھيچ چيزی پروا نداشته باشيم و بدانيم که خود ما ذره ای از آن نيروی بزرگ الھی ھستيم که قادر به رفع ھمه ی احتياجات است. به این نکته نيز بخوبی اطمينان داشته باشيم که صحت، قوت و سعادت حقوق مشروعی است که بطور مادرزادی به ما داده شده است." اینھا پيوسته در زندگی درونی ما بالقوه وجود دارند و در زندگی خارجی ما نيز وجودشان احساس می شود. اعتقاد و اطمينان به این حقوق به بدنمان نيرو و سالمت می بخشد. روحتان را با ثبات و پشتکار به تمایل نيکویی سرگرم کنيد و اراده تان را روی حقایق زیر متمرکز سازید: ایده آل ھای درست، صحت، صلح و صفا، آرامش، کمک به دیگران، ادبيات پاک، ھنر، صنعت، آثار خوب، ایمان و صميميت. وقتی که با دیگران ھستيد بکوشيد که در آرامش و متانت باید به قدری کامل باشيد که حتی کوشش تان را برای کسب آن دیگران احساس نکنند. اما باید دقت کنيد که این سکوت و آرامش تان بر سدی و یا اختفاء حمل نشود یعنی باید از حرکاتی که دیگران را وادار می کند چنين قضاوتی درباره شما بکنند خودداری کنيد. از ھر گونه ھيجانات ناروا و رقابتھای شخصی خودداری کنيد. اگر در مغزتان افکاری وجود دارد که ممکن است مایه ناراحتی دیگران شود به ھيچوجه آنھا را ظاھر نسازید. تکبر و غرور را از خود دور کنيد و اجازه ندھيد که حرص، حسد، خشم و غضب و احساساتی نظير اینھا از درونتان به بيرون سرایت کند. از اظھار عدم اعتماد نسبت به کسانی که با شما تماس دارند خودداری کنيد. عدم اعتماد به نتيجه اقدامات و کوشش ھایتان را ھم از مغز بيرون کنيد. چه در درونتان و چه در اطرافتان حالتی پر از اعتماد، نشاط و نيروھای فعال خلق کنيد و بکوشيد که این حالت بر ھم نخورد. ٢١ .انسان آینده به درجه کمال خواھد رسيد وقتی که شروع به درک علم و دانش کنيم و به ذات عالی نزدیک شویم ھمه اسرار کشف می شود. دانستن و آزاد بودن ھدف ھر کسی است و در این عصر روشن اشخاص زیادی ھستند که به شعور کامل می رسند. کسی که در ھمه کاری خداوند را می بيند، وجد و نشاط تعریف ناپذیر ذات عالی را در وجود خود احساس می کند. کسی که به خداوند واصل شود و رمز کائنات را دریابد کائنات را مقدس می شمارد. ً دارای پيشينه موفقيت مغز متفکری که ایمان و اعتماد نامحدودی به خداوند بزرگ و برآورنده ی ھمه احتياجاتمان دارد. مسلما آميز و پرسودی خواھد بود. عدم اعتماد، تردید و عدم توازن سدی در برابر موفقيت می کشند. یک صدای وجدانی به ما می گوید که وجودمان محصول تصادف نيست. یک عقيده ی درونی وجود دارد دائر بر اینکه غصه و اندوه از ضروریات زندگی ما نيست، یک حس طبيعی حکم می کند که ما جزء الیتجزای وجود واحدیم، با او یکی ھستيم، آینه وجود او ھستيم، و ميان ھدف عالی ما با ھدف عالی او فرقی وجود ندارد. طبيعت به ما نشان می دھد که ھمه چيز ما در یک "وحدت" خالصه شده است و ما را به کشف این وحدت سوق می دھد. بھترین راه رسيدن به آن، اعتقاد به آن وجود بزرگ یکتا است. ما را بيشتر از ھر قضاوتی ایمان و اعتقاد به این وحدت نزدیک خواھد ساخت. االو. ویلکسوکس می گوید: به استعداد خودت ایمان داشته باش ھمانطور که به خدا ایمان داری. روح تو پاره ای از آن "واحد" بزرگ است. نيرویی که در تو ھست مانند دریای وسيعی عميق و بی پایان است. روحت را در ميان سکوت، در جزائر الماس گردش بده. آن جزائر را کشف کن و از آنھا استفاده کن. اما برای اینکه تسليم بادھا نشوی سکان اراده را بکار انداز. اگر به آفریننده و به خودت ایمان داشته باشی. ھيچکس نمی تواند به نيروھای تو حدودی قائل شود بزرگترین پيروزی ھا به تو تعلق می گيرد. به پيش! به پيش! پس از این که به قدرت خود پی بردیم و آن نيروی مرکزی را که از حقيقت و آن وجود بزرگ سرچشمه گرفته است در نفس خود احساس کردیم، از بی قراری نجات خواھيم یافت و به چيزھایی سطحی و زودگذر توجھی نخواھيم کرد. پس از این که روح غذای حقيقی خود را چشيد دیگر نمی تواند به چيزھای کوچک قناعت کند. کسی که بداند که خود قسمتی از وجود الھی است ھرگز موازنه ی وجود و مغز خود را از دست نمی دھد و چون نيروی خود را از حقيقت ابدی می گيرد، در آن پناھگاه ابدی از ترس نگرانی و اندوه محفوظ می ماند، زیرا می داند که خود پاره ای از حقيقت ابدی است. اطمينان او به اینکه پيوسته با نيروی آفریننده و با نگاھدارنده کائنات در تماس است و ایمان او به اینکه ھرگز از آن نيرو جدا نخواھد شد و به او اعتماد و سالمت تلقين می کند. ھر روز صبح وقتی که ترو تازه و بانشاط از خواب برمی خيزد تماس خود را با قدرت الھی احساس می کند. انسان تا نداند که وجودش مانند قوانين ریاضی دارای قاعده ی الیتغير و تزلزل ناپذیر است، به مرتبه ی کمال نمی رسد. آرامش یکی از نتایج بزرگ اراده است و از اعتماد کامل به نيروی اداره کننده کائنات سرچشمه می گيرد. انسان وقتی که تعيين کند که جزیی از یک واحد معظم است و برای بردگی خلق نشده بلکه برای این آفریده شده است که اراده خود را بکار اندازد، در برابر ھر حادثه ای نه مانند یک امير بلکه مانند یک فرمانروا رفتار خواھد کرد. انسان آینده پيوسته شاد خواھد بود: چون که فقط افکار سعادت آور را در ذھن خود حفظ خواھد کرد، اجازه نخواھد داد که ابرھای غم و اندوه، سایه ھای غصه و گرفتگی و تيرگی ھای حرص و حسد وارد مغزش شوند. ھرگز نخواھد ناليد و از حال خود شکایت نخواھد داشت، پيوسته شاد و با نشاط خواھد بود. انسان آینده کلمه "نمی توانم" را از قاموس خود حذف خواھد کرد، زیرا درباره قدرت و استعداد خود کوچکترین شک و شبھه ای نخواھد داشت قدرت مقابله با ھر گونه حادثه ای را در خود خواھد دید و به خود اعتماد خواھد داشت. انسان در آینده پيوسته با فراوانی روبرو خواھد بود. زیرا اجازه نخواھد داد که فقر و عجز وارد روحش شود و پيوسته افکار فيض و برکت را با خود خواھد داشت. انسان آینده در ميان شادی و محبت زندگی خواھد کرد زیرا خود او نيز پيوسته احساس شادی و محبت خواھد کرد و چنين حسی را از خود پرتو افکن خواھد ساخت، سالم خواھد بود زیرا روح، فکر و وجود او از توازن و آھنگ برخوردار خواھد بود و معنی توازنی چيزی جز صحت کامل نيست. انسان آینده از کمالی که خدای بزرگ در آسمانھا دارد بھره مند خواھد گردید.

برچسب: نویسنده: محمد فدایی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 8:30

صفحه بندی