در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «آموزش قانون جذب (چگونه قانون جذب را فعال کنیم ؟)» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
آموزش قانون جذب
چگونه قانون جذب را فعال کنیم ؟

زمانی که ما دقیق و ریشهای و بنیادی درک نکنیم که قانون جذب چیست و چگونه قانون جذب را فعال کنیم ، هرچقدر هم در خصوص مسائل مختلف صحبت کنیم، بازهم سؤالاتی به وجود میآید که در خصوص آنها صحبت کردهایم.
مثلاً شخصی میپرسد که چرا همسرم اینقدر مرا اذیت میکند؟
خُب ما سه جلسه مختلف در مورد روابط صحبت کردیم و گفتیم که از خودتان شروع میشود و درون خودتان را باید درست کنید تا همسر شما هم درست شود ولی باز فردا یک نفر دیگر میآید و سؤال میپرسد که من در روابطم مشکلدارم و از جنبهی دیگر آن روابط، سؤال میپرسند. ما باید بدانیم که در این خصوص چگونه قانون جذب را فعال کنیم !
به همین دلیل من تصمیم گرفتم در این جلسه در خصوص قانون جذب چیست و چگونه قانون جذب را فعال کنیم ، صحبت کنم و طریقه کارکرد آن را در زندگیمان توضیح دهم و از این به بعد سعی کنم بیشتر به مباحث فنی و پایهای بپردازم تا اینکه جواب یک سؤال را بدهم.
شاید این جلسات مقداری خستهکننده شود ولی از شما دوستان عزیزی که خواهان پیشرفت و موفقیت در زندگی، روابط، مسائل مالی و همه جنبههای زندگیتان هستید، خواهش میکنم که با دقت به این مباحث گوش کنید.
این مباحث، مباحث پایهای قانون جذب چیست هست و اگر شما اینها را درست درک کنید، میتوانید به مسائل مختلف زندگیتان پاسخ دهید.
در غیر این صورت مثلاً ما به یک نکته میپردازیم و شما یک مسئله در خصوص همان نکته برایتان به وجود میآید و نمیتوانید آن را حل کنید.
پس درنتیجه باید اولاً بدانیم که قانون جذب چیست و در ثانی چگونه قانون جذب را فعال کنیم ؟!
مثلاً دریکی از جلسات ما صحبت کردیم که چگونه رنجش خود را در مقابل همسرمان کنترل کنیم، بعد فردی با مادر شوهرش به مشکل میخورد و میگوید من با مادر شوهرم مشکلدارم و چطور این را حل کنم.
خُب اگر شما بهصورت پایهای و بنیادی، قانون جذب چیست را یاد بگیرید، متوجه میشوید که رنجش، یک احساس است و آن را چگونه میتوانید به احساس خوب تبدیل کنید و مهم نیست که چه کسی این رنجش را به وجود آورده است و شما باید اصل این موضوع را حل کنید.
پس بیشتر از این توضیح نمیدهم و در این جلسه هم خواستم فقط در خصوص کلیات قانون جذب چیست، صحبت کنم و اِن شاءالله در جلسات بعد، به هرکدام از مباحث قانون جذب بپردازیم.

دوستان عزیز، نکتهای که بسیار مهم است اینکه همینالان هم ما در حال استفاده از قانون جذب هستیم و این نیست که ما انتخاب کنیم که از قانون جذب استفاده کنیم؛ مثل این است که من از قانون جاذبه زمین استفاده میکنم و روی زمین راه میروم.
بعد به یک نفر میگویم که من دوست ندارم یا انتخاب نکردم که از قانون جاذبه استفاده کنم. درست است که انتخاب نکردم ولی همینالان در حال استفاده از این قانون هستم.
قانون جذب وجود دارد و همین الان ما در حال استفاده از آن هستیم.
نکته مهم اینکه ما چطور از قانون جذب استفاده کرده و چگونه قانون جذب را فعال کنیم ؟! آیا به سود خودمان از آن استفاده میکنیم یا علیه خودمان؟!
حرف اصلی قانون جذب این است: شما هر چیزی را که به آن فکر کرده و تصور کنید، همان را در دنیای واقعی خودتان به وجود میآورید. حال آن، مورد خوبی بوده و به نفع شما باشد و شاید هم چیز بدی بوده و به ضرر شما باشد.
مثلاً خانمی به این موضوع فکر میکند که عجب همسر خوب و روابط عاشقانهای دارم، خدایا شکر بابت این زندگی خوب و سلامتی و آرامش و به خاطر این تفکرات و تصورات، درنتیجه همین چیزها را در زندگی خود به وجود میآورد.
اما فرد دیگری به این موضوع میپردازد که خدایا من چه گناهی کردم که قسمت این فرد شدم، خدایا چرا من، خدایا چرا اینقدر من را عذاب میدهی و … و دائماً به این موارد فکر کرده و آنها را تصور میکند و درنتیجه از این قبیل موارد را هرروز در زندگی خود در جنبههای مختلف میبیند.
پس قانون جذب، حرف اصلیاش این است: آنچه شما تصور کنید، چه خوب و چه بد، همان را در زندگیتان به وجود میآورید.
بنابراین ما میخواهیم یاد بگیریم که چگونه قانون جذب را فعال کنیم و چطور از آن بهتر استفاده کنیم نه اینکه انتخاب کنیم که از قانون جذب استفاده کنیم.
نتیجهی اینکه چگونه قانون جذب را فعال کنیم این است که تمام جنبههای زندگیمان در دست خودمان است؛ یعنی اگر اتفاق خوبی در زندگیمان بیفتد، میدانیم که خودمان آن را به وجود آوردهایم و اگر اتفاق بدی هم رخ دهد، بازهم میدانیم که خودمان آن اتفاق ناخوشایند را به وجود آوردهایم.
دوستان عزیز، اگر شرایط بدی دارید و دائماً در حال ناله کردن و از درودیوار بهانه گرفتن در مورد شرایط زندگیتان هستید، کافی است که تصمیم بگیرید و خودتان را به تغییر شرایط موقعیت و زندگیتان مقید کنید.
اگر سلامتی بیشتر، موفقیت مالی، روابط خوب، ارتباط بهتر باخدای خود و … را میخواهید، فقط کافی ست که تصمیم بگیرید.
این تصمیم و انتخاب آگاهانه شما، کمکم تمام جنبههای مختلف زندگیتان را تحت تأثیر قرار میدهد و شرایط را طبق چیزی که دوست دارید، به وجود میآورد.
اما یک نکته بسیار مهم که دوست دارم به آن اشارهکنم اینکه:
دوستان عزیز، افراد قابل توجهی را دیدهام که در علوم مختلف مثل هیپنوتیزم درمانی، هاله درمانی، انرژی فرستادن از راه دور، NLP و انواع و اقسام این موارد آگاه بوده و علم آن را داشتهاند ولی متأسفانه آن آرامش، خوشبختی و لذتی را که در جنبههای مختلف دوست دارند در زندگیشان داشته باشند، ندارند.
در مقابل، افرادی را میدیدم که صرفاً یاد داشتند که از قانون جذب استفاده کنند و فقط در همین زمینه استاد بودند و در تمام جنبههای زندگیشان، موفقیت داشتند.
حتماً بخوانید خوشبختی چیست ؟! چهارمین جلسه از سریال آموزش قانون جذب
به این موضوع اصل خارپشتی میگویند. آقای جیم کالینز این اصل را در کتابِ از خوب به عالی، بسیار زیبا توضیح میدهد. حال اگر نمیدانید اصل خارپشتی چیست، من توضیح مختصری در این زمینه ارائه میدهم.
خارپشت در مواجهه با روباه، تنها از یک استراتژی استفاده میکند و این هست که خودش را جمع میکند، همین؛ اما روباه انواع و اقسام حیلهها و استراتژیها را در یک نبرد دارد. حال شما فکر میکنید پیروز این نبرد کیست؟
همیشه خارپُشت پیروز و روباه بازنده است بااینکه انواع و اقسام استراتژیهای حمله را هم دارد.
پس ما باید یاد بگیریم که در زندگیمان اصل خارپشتی را پیاده کنیم و چقدر عالی است که ما این اصل را درزمینهٔ قانون جذب اجرا کنیم؛ یعنی در قانون جذب، استاد شویم که اگر اینطور شد، ما در تمام جنبههای زندگیمان، اتفاقات و تجربیات خوبی را خواهیم داشت و میدانیم که چگونه قانون جذب را فعال کنیم …

دوستان عزیز، جهان هستی ما از انرژی شکل گرفته است.
انرژی یعنی ارتعاش. شما اگر به هر چیزی از نزدیکترین نمای ممکن نگاه کنید، میبینید که آن چیز ارتعاش داشته و از انرژی شکلگرفته است.
شما نمیتوانید چیزی را پیدا یا تصور کنید که از انرژی نیست حتی افکار ما هم دارای ارتعاش بوده و از انرژی میباشند؛ و هر فکری دارای ارتعاش و فرکانس خاص خودش هست.
حالا در این قسمت از سریال، “ آموزش قانون جذب ”، شما هرکجا کلمه فرکانس یا ارتعاش را شنیدید، یک معنی دارد.
همهی افکار ما دارای فرکانس هستند و همهچیز در این جهان دارای فرکانس و ارتعاش است. قانون جذب میگوید: انرژیهای مشابه به سمت یکدیگر جمع میشوند. مولانا میگوید: در جهان هر چیز چیزی جذب کرد، گرم گرمی را کشید و سرد، سرد.
این یعنی طبق قانون جذب، اگر الآن شرایط خوبی ندارید، این واقعیت کل عالم هستی و واقعیت همهی انسانها نیست؛ این واقعیت شماست.
شما یک فرکانس فکریای دارید که با فرکانس آن چیز یکسان است و آن را به سمت شما میکشد.
با ذکر یک مثال، این موضوع را واضحتر میکنم: خیلی از افراد این فکر را دارند که ایبابا، دلار روزبهروز در حال گران شدن است و ما در حال بیپول شدن و از لحاظ مالی شرایط افتضاحتر و مشکلات مالی بیشتری را باید تحملکنیم.
این افراد یک فکر و یک موج فرکانسی در ذهنشان است که با شرایط زندگیشان، آن فکر یکسان میباشد؛ یعنی شرایط زندگیشان در تنگنای مالی هستند و فکری هم که در ذهنشان است، تنگنای مالی را به آنها نشان میدهد.
پس اگر شرایط خوبی ندارید، این شرایط شماست. چرا میگویم شرایط شما؟
چون در همین شرایطی که دلار روزبهروز در حال گران شدن است یا انواع و اقسام موارد دیگر، خیلی از افراد هم هستند که خیلی خوب زندگی میکنند.
پس این واقعیت کل عالم هستی نیست بلکه واقعیت شماست. پس چگونه قانون جذب را فعال کنیم ؟!
هرکسی خودش در حال ارسال ارتعاش خاصی به این جهان هستی است و اگر بخواهد شرایط زندگیاش را تغییر دهد، اول خودش باید تغییر کند تا شرایط هم عوض شود.
ما در قرآن بارها میخوانیم که خداوند به پیامبر (ص) میفرماید: پیامبر از مشرکان روی بگردان چراکه تو نمیتوانی ارتعاش فکری آنها را عوض دهی، آنها خودشان باید تغییر کنند و خداوند در سوره دخان خطاب به پیامبر (ص) میفرماید: تو نمیخواهد نگران این قشر از مردم باشی، تو منتظر باش که این قشر از مردم هم منتظرند (تو منتظر پیروزى الهى و آنها منتظر عذاب و شکست باشند)
آیات مختلفی هست که شما میتوانید در قرآن ملاحظه کنید که پیامبر (ص) باید از افرادی که از خداوند رویگردان هستند، فاصله بگیرند. چرا؟
به این دلیل که آن افراد در فرکانسی هستند که پیامبر (ص) نمیتوانند بهزور آن تغییر فرکانسی را در فکر آنها ایجاد کنند و آنها باید خودشان این تغییر را به وجود آورند.
پس طبق قانون جذب تمام شرایط زندگی ما به کانون توجه و تصورات ما ربط دارد؛ و الآن میتوانیم این نتیجه را بگیریم که اتفاقات گذشته زندگی ما، به دلیل ارتعاشات گذشته ما بوده است.
درنتیجه، در پاسخ سؤالِ چگونه قانون جذب را فعال کنیم ، به این جواب میرسیم که ما میتوانیم با تغییر ارتعاش، همهچیز را عوض کنیم؛ درآمد بالاتر، شرایط بهتر، ایدههای نابتری برای موفقیت میخواهیم، کافی ست که ارتعاشمان را تغییر دهیم و در آن لحظه میبینیم که همهچیز در حال تغییر است.
پس تا به اینجا، ما متوجه شدیم که همهچیز در جهان هستی از انرژی است و انرژیهای مشابه به سمت یکدیگر جذب میشوند.
متوجه شدیم که هر انرژی دارای یک فرکانس است حتی افکار ما هم دارای فرکانس هستند.
پول، روابط، فقر، بیماری و هر مسئله دیگری در زندگی ما، تنها یک تفکر هستند و دارای یک موج فرکانسی میباشد که با همسان خودش یکی میشود و آن مورد را به زندگی ما جذب میکند.

دوستان عزیز، این قانون جهان هستی است که این دو فرکانس و این دو انرژی مشابه، به سمت یکدیگر جذب میشوند.
دقیقاً مانند آزمایش بسیار معروفی که همه از آن استفاده میکنند: اینکه شما به استخر میروید و در یک دست شما سنگ و دست دیگر شما بادکنک است. اگر آنها را زیر آب ببرید و سپس رها کنید، چه اتفاقی میافتد؟
مسلماً سنگ زیر آب رفته و بادکنک به سطح آب میآید. چرا؟
چون داخل بادکنک هواست. هوا به سمت هوا که بالا است میرود و سنگ هم سمت خودش که پایین است میرود. پس هر چیزی به سمت خودش میرود و این قانون جهان هستی است.
ما میبینیم که در روند عادی زندگیمان، اصولاً انسانهای شبیه هم با یکدیگر دوست هستند و دوستان معمولاً یک حالت درآمدی را دارند، یک روابط خاص دارند.
مثلاً اگر من پنج دوست دوروبر خودم را جمع کنم، میانگین درآمد آن پنج نفر دوست صمیمی من، دقیقاً درآمد من است.
پس من با افرادی دوست میشوم که ازلحاظ مالی شبیه من هستند.
پس ما به این نتیجه میرسیم که کافیست شما ارتعاش ثروت دهید، ثروت به سمت شما می آید چون این قانون جهان هستی است.
همین آگاهی و دانشی که شما از این قسمتهای سریال، آموزش قانون جذب به دست میآورید، باعث میشود بهصورت ناخودآگاه، ارتعاش خواستههایتان را بدهید و با تکرار این قسمتهای سریال، آموزش قانون جذب، شما به خواستههایتان دست پیدا میکنید و به جوابِ چگونه قانون جذب را فعال کنیم ، میرسید…
پس تا به الآن ما متوجه شدیم که قانون جذب به چه صورت کار میکند؛
ارتعاشهای یکسان به سمت هم جذب میشوند و نتیجهگیری کلی از این صحبتها تا به اینجا اینگونه است که: دوستان خوبم، ما به سمت خواستههایمان هدایت میشویم.
ما با سختی به خواستههایمان نمیرسیم بلکه کافی ست ما با خواستههایتان هم ارتعاش شویم و در آن لحظه به سمت آنها هدایت میشویم و همینطور آنها به سمت ما میآیند.
حتماً بخوانید چگونه حسمان را بهتر کنیم زمانی که فردی باعث رنجش یا ناراحتیمان میشود؟
پس ما به سمت چه چیزهایی هدایت میشویم؟ چه چیزهایی را به سمت خودمان جذب میکنیم؟ چیزهایی که با آنها هم ارتعاش باشیم.
خیلی خوب است که همینجا نکتهای را متذکر شوم و اینکه عزیزان، شاید ذهن شما با حرفهایی که میزنم، کمی مخالف بوده و مقاومتی داشته باشد؛ اما قلبتان، درونتان و وجودتان این حرفها را میشناسد و قبول دارد.
چرا این اتفاق میافتد؟ به خاطر اینکه شما بهصورت ذاتی با این قوانین آشنا هستید و آنها را میدانستید.
شما قبل از اینکه به این جهان هستی وارد شوید، در آگاهی مطلق بوده و میدانستید که برای رسیدن به موفقیت و خوشبختی، فقط کافی ست خودتان بخواهید و هیچکس دیگری نمیتواند برای شما شرایطی را به وجود آورد.
شما میدانستید که برای داشتن یک زندگی خوب، فقط کافی ست که خودتان و خدای خودتان، آن زندگی را به وجود آورید نه هیچکس و هیچچیز دیگر.

شما میدانستید که زندگی شما به کسی یا چیزی وابسته نیست و شانسی وجود ندارد.
شما میدانستید که با روح و ذهنتان میتوانید به خواستههایتان برسید نه با تلاش فیزیکی و جسمی، نه با رنج کشیدن و سختی.
دوستان عزیزم شما میدانستید که روحی دمیده شده از خالق یکتایی هستید که هر چیزی را که دوست داشته با کُنفَیَکون به وجود آورده است پس درنتیجه شما هم میتوانید زندگی و جنبههای خوب آن را خلق کنید.
پس این صحبتها را شما از درون قبول دارید. شاید ذهنتان مقاومت کند.
شاید بگویید نه این شرایطی که به وجود آمده، من مقصر آن نبودم و واقعیت جهان هستی و جامعه است ولی از درون شما قبول میکنید که خودتان میتوانید شرایط خودتان را خلق کنید.
اگر روابط نابسامانی دارید، اولاً که خودتان به وجود آوردهاید و ثانیاً خودتان میتوانید تغییرش دهید نه هیچکس دیگری.
چرا میگویم خودتان به وجود آوردهاید؟ چون این ما هستیم که با توجهمان شرایط را به وجود میآوریم نه همسرمان، نه رئیسمان، نه همکارمان.
من به چه چیزی توجه میکنم؟ به شرایط بد بازار، شرایط بد اقتصادی جامعه توجه میکنم یا اینکه به شرایطی که مردم بسیار پولدارند و من کالاهای ارزشمندی دارم و مردم به کالای من نیاز دارند و اینکه خودم شخص ارزشمندی هستم و میتوانم این کالاهایم را بفروشم؛ به کدام توجه میکنم؟ پس چگونه قانون جذب را فعال کنیم ؟!

ما به چه چیزی توجه میکنیم؟
طبق قانون جذب شما در خصوص همان موارد، ارتعاش و فرکانس ارسال میکنید.
طبق صحبتهای قبلی ما، ارتعاشها و انرژیهای مشابه، به سمت یکدیگر جذب میشوند.
به هر چیزی توجه کنید، همان را جذب میکنید و باور میکنید که واقعیت جهان هستی هم همان است.
مثلاً اگر فردی صبح تا شب در مورد طلاق گوش کرده و صحبت کند و تحقیق کند که چه شرایطی به وجود میآید که این اتفاق رخ میدهد، مسلماً از فردای آن روز، افرادی را مشاهده میکند که طلاق گرفتهاند.
پس ما از همان جنس ارتعاشی را دریافت میکنیم که در حال فکر کردن به آن هستیم.
دقت کنید من گفتم نه همان موضوع را؛ مثلاً هیچکس بیمار نیست که بهتصادف فکر کند اما چرا تصادف رخ میدهد؟
چون از همان جنس ارتعاش را جذب میکند.
در خصوص این موضوع حتماً در قسمتهای بعدیِ آموزش قانون جذب بیشتر توضیح خواهم داد.
در این قسمت فقط کلیات قانون جذب را خدمتتان توضیح دادم تا آمادگی بیشتری برای قسمتهای بعدی داشته باشید زیرا موارد مختلف را دقیقتر و موشکافانهتر بررسی خواهیم کرد.
بنابراین افراد موفق، در هرلحظه، آگاهانه کانون توجه خود را انتخاب میکنند و از این طریق است که به جوابِ چگونه قانون جذب را فعال کنیم ، پی میبرند…
توجه کردن به هر چیز یعنی درخواست آن و اینکه من دوست دارم آن مورد وارد زندگی من شود.
مهم نیست که واقعیت جامعه ما چیست بلکه مهم این است که ما به چه چیزی توجه میکنیم زیرا از همان مورد درخواست میکنیم که وارد زندگیمان شود. در هرلحظه به چه چیزی توجه میکنید؟
آیا به رفتار اشتباه همسرتان، فرزندتان، همکارتان یا … توجه میکنید که از همان رفتار اشتباه بیشتر وارد زندگیتان شود،
یا اینکه به زیبایی ارتباطات، برقراری عشق بین خود و همسرتان، خوبیهای همکارتان و … توجه میکنید که از آن رفتارها و خوبیها در افراد دیگر هم مشاهده کنید؟
نکته مهم این است که این شما هستید که با کانون توجهتان، شرایط و اتفاقات زندگیتان را رقم میزنید. دوستان عزیزم، کانون توجه شما بسیار مهم است.
این کانون توجه شماست که در حال ارسال ارتعاشات بوده و ارتعاشات مشابه به سمت هم جذب میشوند و از طرفی دیگر وارد زندگیتان میشوند؛
پس مسئولیتپذیر باشید.

دوباره تکرار میکنم، چون این ما هستیم که با توجهمان، شرایط مختلف را در زندگیمان ایجاد میکنیم نه همسرمان، نه همکارمان، نه رئیسمان و …
نگویید این ماه حقوق من کم شد چون رئیسم فلان کار را کرد بلکه بگویید این من بودم که در این چند ماه گذشته به چیزهایی که دوست نداشتم، فکر کرده و ارتعاش ناخواستههایم را ارسال میکردم و الآن از همان جنس ارتعاشات را با کم شدن حقوقم تجربه میکنم.
بنابراین هیچکس مقصر نیست. حال چگونه قانون جذب را فعال کنیم ؟!
خواهش میکنم این انگشت اشارهمان را از سمت افراد مختلف برداریم.
دائماً دوستان مختلفی برایم مینویسند که همسر ما مشکل دارد، همکار ما اینطوری است، من میخواهم تغییر کنم اما مادر شوهرم فلان است؛
نه هیچکس مشکل ندارد، این من هستم که مقصرم. چرا؟
چون نمیتوانم کانون توجهم را کنترل کنم.
اگر این مسئولیت را بپذیریم که ما شرایطمان را به وجود آوردهایم، میتوانیم تغییری ایجاد کنیم در غیر این صورت زندگی ما هیچ تغییری نخواهد کرد چون توجه من به همین لحظه و شرایط حال حاضر زندگیام است و همین شرایط زندگی، هرروز بیشتر میشود؛ اگر بد است، هرروز بدتر میشود.
مصداق مثالی که میگوید: هر چه سنگ است مال پای لنگ است؛ دقیقاً اینجا خودش را نشان میدهد.
شما به شرایط حال حاضر و پای لنگتان نگاه میکنید و سنگهای مختلف به زندگی شما جذب میشود.
پس هیچ بیعدالتی و اشتباهی وجود ندارد بلکه ما هستیم که نمیدانیم چگونه قانون جذب را فعال کنیم …
دوستان من، هیچ زمان خداوند و قوانین حاکم برجهان هستی، اشتباه نمیکنند.
این ما هستیم که شرایط خود را به وجود میآوریم.
پس مسئولیتپذیر باشیم و در آخر این قسمت هم بهصورت مختصر میخواهم در خصوص اصلِ باور در قانون جذب صحبت کنم. البته سعی میکنم در خصوص هرکدام از این اصلهایی که در این قسمت دربارهی آن صحبت کردم، در قسمتهای بعدی، بیشتر توضیح داده و بازکنم.
اما قانون باور چیست و چگونه شرایط مختلف ما را به وجود میآورد؟
حتماً بخوانید فیلترینگ هوشمند مغزی ras چیست و چه میکند؟
ارتعاشات هرلحظهی ما، رابطهی مستقیمی با باورهای ما دارد.
هر چیزی را که ما باور کنیم، بهواسطه ارتعاشاتی است که از قبل ارسال کردهایم و از طرف دیگر، هر ارتعاشی که ارسال میکنیم، بهواسطهی باورهای قبلی ماست؛
یعنی باورها و ارتعاشات در هرلحظه در حال مبادله هستند؛ یعنی ما بهواسطه باورهایی که داریم، یکسری تفکرات داریم و بهواسطهی آن تفکرات، یکسری باورها را برای خودمان به وجود میآوریم.

از روی نتایج همین الآن زندگیمان. آیا زندگی ما، همان زندگیای که دوست داشتیم هست؟ خب باورهای خوبی داریم و ارتعاشات خوبی ارسال میکردیم. آیا زندگی ما، همان زندگیای که دوست داشتیم نیست؟
جنبههای مختلف زندگیمان را که نگاه میکنیم، میبینیم نه آن چیزی که میخواستیم نیست. پس باید تغییری ایجاد کنیم. حال چگونه قانون جذب را فعال کنیم ؟!
اصلاً باور چیست؟ تکرار زیاد یک فکر به انواع و اقسام روشهای مختلف را باور میگویند.
مثلاً روزی دوست من میگوید شنیدهای که چقدر طلاق در جامعه زیاد شده است؟ من این تفکر را یکبار از دوستم میشنوم.
سپس من همین تفکر را به یکی دیگر از دوستان یا اعضای خانوادهام انتقال میدهم و میگویم شنیدهاید که فلانی گفته که طلاق چقدر زیاد شده است.
مجدداً من اینجا دربارهی این موضوع صحبت میکنم؛ یعنی یکبار شنیدم، یکبار صحبت کردم، یکبار هم مطالعه کرده و یکبار هم با خودم تجسم میکنم که اگر این اتفاق افتاد چه.
انواع و اقسام روشهای مختلف، باعث شده که این تفکر هرلحظه در ذهن من تکرار شود و این تکرار است که باورهای من را به وجود میآورد.
دوستان عزیز، اگر موضوعی برای ما تبدیل به باور شود، قطعاً در زندگیمان اتفاق میافتد. پس خیلی بهتر است درک کنیم چیزی که باور شود، در زندگی ما به وجود میآید.
اما نکته اینجاست که باورهای فعلیای که ما داریم، حاصل زندگی گذشته ما و زندگی گذشتهی خانوادهی ماست؛ یعنی ما باورهایمان را انتخاب نکردهایم.
اگر از شرایط فعلیتان ناراضی هستید، باید باورهایتان را عوض کنید تا شرایط فعلیتان عوض شود.
مثلاً افراد زیادی هستند که میگویند چاق شدن خیلی راحت و لاغر شدن خیلی سخت است. این یک باور است؛ زیرا نمیتوان گفت که این واقعیت همهی مردم است.
اگر این موضوع را باور کنید، قطعاً برای شما به واقعیت تبدیل میشود و حتی اگر آب یا هوا هم بخورید، چاق میشوید؛
اما اگر باور کنید که نه اینگونه نیست و خیلی از افراد هستند که زیاد میخورند و به این راحتی هم چاق نمیشوند، مسلماً برای شما هم همینطور پیش میآید و هر چه که بخورید، چاق نمیشوید.
پس اگر از شرایط فعلیمان ناراضی هستیم، باید باورهایمان را عوض کنیم تا راحتتر به جواب چگونه قانون جذب را فعال کنیم ، برسیم…

کافی ست که توجه خود را مدیریت کنیم؛
سعی کنیم اینها را کنترل کنیم تا راحتتر به جواب چگونه قانون جذب را فعال کنیم ، برسیم…
نکته بعدی این است که ببینیم آیا افرادی هستند که برخلاف باورهایی که ما داریم، به آن خواستهها رسیده باشند؟
مثلاً من باور دارم که اگر شب شام بخورم خیلی زود چاق میشوم؛ من باید ببینم افرادی که برخلاف این باور یعنی اینکه شب شام بخورند و چاق نشوند، هستند؟
یا مثلاً من باور دارم که در این خیابان نمیتوان کاسبی کرد. کافی ست من نگاه کنم آیا افرادی هستند که در این خیابان و اتفاقاً خیلی خوب هم کاسبی میکنند؟ من آنها را پیدا کنم و بعد متوجه شوم که میشود در اینجا هم خوب کار کرد.
از موفقیتها یا از اتفاقات خوب خودمان، از تجربیات موفق قبلی خودمان استفاده کنیم.
مثلاً من خیلی از صحبت کردن در جمع و سخنرانی میترسم ولی به یاد دارم درگذشته در جمع بیست نفره ای صحبت کردم و خیلی هم خوب بود.
پس توانستم در جمع صحبت کنم. از موفقیتهای گذشته خودمان استفاده کنیم.
یک موضوع بسیار مهم که شاید در هر کتابی آن را مطالعه نکنید، اینکه محیط و شرایط بیرونی هم میتواند در شرایط بیرونی ما تأثیر بگذارد. مثلاً خیلی بهتر است من در یک شهر کوچک بزرگشده باشم یا در تهران.
اگر در تهران بزرگ شده باشم، مثلاً باورم این است که پول به دست آوردن خیلی راحت است و مردم پولدار زیاد هستند پس من هم میتوانم شبیه آنها باشم.
ولی اگر در شهر کوچک، بزرگ شده باشم، باور میکنم که نه همه وضعیت مالی مساعدی ندارند و فکر نکنم که به این راحتی بتوانم به موفقیت مالی برسم. پس محیط هم خیلی مهم است.
درنتیجه ما اگر محیط و شرایط بیرونی خود را تغییر دهیم، شاید بتوانیم باورهای خود را نیز تغییر دهیم.
دوستان خوبم، ما در این قسمت، در خصوص قانون جذب، قانون ارتعاش، قانون باور، قانون توجه و مسئولیتپذیری صحبت کردیم و هرکدام از اینها را بهصورت خلاصه توضیح دادم و همچنین خدمتتان توضیح دادم که چگونه قانون جذب را فعال کنیم …
در قسمتهای بعدی سعی میکنم هرکدام از اینها را بیشتر برایتان توضیح دهم؛ ولی دوست دارم که در این قسمت به این نتیجه رسیده باشید که همهچیز را در زندگی، خودمان به وجود میآوریم نه هیچکس دیگری.
هیچکس مقصر شرایط زندگی من نیست و این خودِ من هستم که شرایط مختلف زندگیام را خلق میکنم.
من روحی دمیده شده از خالق بزرگ هستم، پس من هم میتوانم خلق کنم، همانطور که تابهحال جنبههای مختلف زندگیام را خلق کردم.
اگر شرایط خوبی ندارم، خودم باید تصمیم به تغییر بگیرم.
خیلی متشکرم که در این قسمت با من همراه بودید. برای شما دوستان خوبم آرزوی بهترینها رادارم و بیصبرانه منتظر نظرات ارزشمند شما بزرگواران هستم.
برچسب:
نویسنده: محمد فدایی